خرید بک لینک
شعر امام من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، ب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

شرر بردل زدی دل بیقراره بدان این دل به نزدت رهسپاره اگر ائینه ای در خلوت دل دل شاعر برایت غمگساره مااهل دلیم و دل گرفتار تو شد این دل بنگر عاشق خمار تو شد این شعشعه ای که در دلم افکندی با لطف صفا غلام دربار تو شد سلامم بر گل نیکو سرشتم که نامت را زخو

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

عاشقی اخر مرا اواره کرد

در مسیر زندگی بیچاره کرد

زندگی غمخانه رندان شده

بی مهابا ساقی میدان شده

زندگی ائینه ای در روز و شب

هر کسی قدرش نداند کرده تب

زندگی گاهی لجاجت می کند

عشق را بیند حماقت می کند

عقل عاشق شد که پایش لنگ شد

در فصاحت همدم نیرنگ شد

+ نوشته شده در شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:25 توسط ماشالله موسی زاده |

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

گل سرخ قشنگم خار داره

مثال حسن یوسف بار داره

چرا نرگس نمی روید در این دیر

که مجنون با شقایق کار داره

نسیم باد نوروزی وزیده

کبوتر بر لب بامم پریده

گل آلاله و نرگس نظر کن

به دشت و کوه صحرا روح دمیده

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:6 توسط ماشالله موسی زاده |

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

تو اگر خمار مستی سر زلف خود رها کن من ودل زخود پسندی به خدای خود دعاکن به نگاه عاشق من به خدا نظر تو بنما تو که این شرار مستی به دلم زدی صفا کن من و دل زخود پسندی کنه کبیره کردیم به نسیم صبحگاهی گنهم خدا خفا کن سر زلف یار خود را بکشم به بد پسندی قدحی پر از شراب و تو بیا ب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

به نام ایزد یکتا سخن اغاز می گردد هر ان کس ذکر حق گوید به رب دمساز می گردد دلا در فکر فردا باش نظر کن دفتر اعمال که اعمال بدو خوبت در ان احراز می گردد مشو غره در این دنیا بلا از اه برخیزد

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

تقریبا ساعت پنج بعد از ظهر چهارم دی هشتاد دو بود بچه های من در روستا بودند من میخواستم بچه های برادرم را ببرم روستا انجا عروسی یکی از فامیلهایمان بود زمانیکه بچه های برادرم داشتن سوار ماشین می شدند برادر داماد برادرم از سیر جان رسید هرچه بهش گفتیم تو هم بیا همراه ما بریم نر ماشیر نیامد گفت من با خ

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

سلام

گویا حسنک فریب شیطان خورده

از هول حلیم زیره به کرمان برده

پس لرزه دست حسنک را دیدی

انگار که دوست کد خدایش مرده

حسنک دیگر ندارد اعتبار

کدخدا کرد از وجودش افتخار

حسنک استاد تزویر و ریاست

حسنک گویا وجودش یک بلاست

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:42 توسط ماشالله موسی زاده |

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

دولت تدبیر بی تدبیر شد

حاصل تدبیر دولت سیر شد

این چه تدبرییسی ایران خارج کرد

نقش شیردان را پر بار کرد

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:33 توسط ماشالله موسی زاده |

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 18:15

صفحه بندی